سيد علي اكبر قرشي

1067

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

قدم و لا واة فى عزم » خ 72 101 « قدم » مثل عنق اقدام به جنگ است « ناكل » رجوع كننده و ترسو . يعنى خدايا شريفترين صلوات خويش را بر بنده‌ات محمد و رسولت قرار بده ، همانطور كه رسالت را با قوّت برداشت ، نه از جنگى نكول و رجوع مى كرد و ترس اظهار مى نمود و نه در تصميمى ضعف نشان مى داد . نمر : ( مثل عقل ) پلنگ . « تنمّر » تكبّر و تشبه به پلنگ و بد خلقى . و آن فقط يك بار در « نهج » آمده است ، به ابن عباس كه فرماندار بصره بود مى نويسد : « و قد بلغنى تنمّرك لبنى تميم و غلظتك عليهم . . . انّ لهم بنا رحما ماسّة و قرابة خاصة » نامهء 18 376 ، يعنى خبردار شدم بد خلقى و خشونت تو را بر بنى تميم ، آنها نسبت به ما بنى هاشم قرابت چسبنده و مخصوص دارند ، گويند ميان بنى تميم و بنى هاشم مواصلتى بوده و يا نسل آنها در گذشته به قريش مى رسيده است . نمرق : نمرق به ضمّ اوّل و نمرقه : پشتى و وساده كه بر آن تكيه كنند . اين كلمه دو بار در « نهج » آمده است ، دربارهء اموات فرموده : « فاستبدلوا بالقصور المتسيّدة و النمارق الممهّدة الصّخور و الاحجار المسنّدة » خ 226 348 يعنى عوض گرفتند به جاى عمارتهاى محكم و پشتى هاى آماده شدهء سنگهاى قبر تكيه داده شده را و در حكمت 109 فرموده : « نحن النمرقه الوسطى بها يلحق التالى و اليها يرجع الغالى » محمد عبده در تفسير آن مى گويد : همانطور كه به پشتى براى راحتى و آرامش تكيه مى كنند ، اهل بيت ( عليهم السلام ) نيز مانند و ساده‌اند كه مردم در امور دين به آنها استناد مى كنند و « وسطى » هستند براى آنكه معتدل و حدّ وسطاند كه قاصر و عقب مانده به آنها لا حق مىشود و متجاوز به آنها بر مى گردد ، ابن ميثم نيز نظير آن را گفته است ، نگارنده اگر محمد عبده را مى ديدم مى گفتم : شما چقدر به آنها عليهم السلام تكيه كرده‌ايد آرى شما در امور دين به ابو هريره ، سعد وقاصّها ، عبد اللّه عمرها تكيه كرده‌ايد نه به اهل بيت عليهم السلام . نمط : ( مثل شرف ) نوعى از بساط و نيز به معنى طريقه ، مذهب ، جماعت و نوع است ، اين لفظ فقط يك بار در « نهج » آمده است ، آن حضرت به خوارج فرموده : دو گروه دربارهء من هلاك مى شوند ، دوست دارنده مفرطى كه